دوباره عمه شدم (مخصوص کوثر جون و مهرسا جون)
تبریک میگم .



به خودم ، پدر و مادرم ، آبجیم مخصوصا به داداشا و زنداداشام تبریک میگم.
یه فرشته کوچولویه دیگه به خانواده مون اضافه شد
.فرشته کوچولویه قبلی که نشد واسش پست بزارم کوثر نازمونه
که دخترمون عجول بود و تویه شش ماهگی بدنیا اومد
.قرار بود ده تیر بدنیا بیاد و چهار روز از دختر عموش بزرگتر بشه.اما صبرش تموم شد و یکشنبه 30 فروردین قدم های کوچولوشو رو زمین گذاشت
. طاها هم خیلی اذیتش کرد و یه بار پاشو خون آورد
.اما الان عکسشو تو گوشی ببینه بهش میگه کوکه (یعنی کوثر) و بوسش میکنه
.
دومین فرشته کوچولومون مهرسا جونه که چهارده تیر یکشنبه بدنیا اومد
و ما رو دوباره خوشحال کرد
.هنوز ندیدیمش اما مشتاق دیدارشم
.
کوثر جون و مهرسا جون خیلی دوستتون دارم
.خوش اومدید . امیدوارم هزاران سال زیر سایه پدر و مادر گلتون سالم و سلامت و شاد زندگی کنید
.بووووووووووووووووووووووووووووووس
کوثر کوچولو...

مهرسا کوچولو...

عمه فداشون بشه...

اینم عکس از اولین روزهای تولد وروجکهای خونه ما... خدا حفظتون کنه



دوباره عمه شدم (مخصوص کوثر جون و مهرسا جون) 

