نوروز 1394
دومین نوروز رو با حضور گرم و نازنینت سپری کردیم.
عید امسال هم با تلخی و شیرینی هاش تموم شد.تلخیهایی مثل مریض شدن تو و شیرینهاش مثل مهمونیها و بیرون رفتنامون.هشتم عید بود که یه روز از صبح ساعت نه حالت بد شد و هر نیم ساعت تهوع داشتی .روز اول خیلی بد بود و هم من و هم تو خیلی اذیت شدیم.بردمت پیش دکتر و مجبور شدی واسه بند اومدن تهوعت آمپول بزنی.روز بعدش هم اسهال شدید و دل دردهاش... خدا رو شکر تا سیزده بدر حالت خوب شد و تلافی اون چند روز بیماری و سختی رو با شیطنتهات در آوردی.
پیشرفتهایی تویه عید داشتی.دوتا دندون آسیاب( چپ و راست پایین ) در آوردی.وقتی چیزی میخوای و یا جایی میخوای بری دستمون رو میکشی و ما رو میبری یا بلندمون میکنی و بعد اصرار میکنی بغلت کنیم
.به ماهی میگی جی جی ... .چند بار کلمه دپت به معنی رفت رو استفاده کردی.به بچه های بزرگتر از خودت هم میگی نی نی
. بچه های کوچکتر از خودت رو دوست داری ولی نوع ابراز علاقه ات زیادی صمیمانه و گرمه!!!!
یه بچه سه ماهه به اسم الما اومده بود خونمون مدام دور و برش می چرخیدی و کنارش دراز میکشیدی و بوسش می کردی.برای اینکه ازش دورت کنیم میزاشتیمت تویه تاب اما از تویه تاب بهش اشاره میکردی و بوسش میکردی
. دیگه اونشب مجبور شدیم بفرستیمت خونه مادر جون تا مهمونامون بتونند شام بخورند.وقتی میبرمت بیرون تویه حیاط یا پارک فقط دوست داری بدویی.وقتی به چیزی که میخوای نمیرسی لب و لوچه ات آویزون میشه و مدام دستت رو تکون میدی و میگی اه اه اه
.پیش خودت دست و پا و اعضای بدنت رو نشون میدی و تمرین میکنی و... .
امروز یکشنبه 16 /1/ 94 تو یکسال سه ماه و بیست وسه روزه ای.
خدا رو شکر که هستی...
روز اول عید ... میخوایم بریم عید دیدنی خونه بزرگترا...


5/ 1 / 94...



بازم میخوایم بریم عید دیدنی...


بالاخره روزهای آخر سال 93 تونستم این قاب رو تموم کنم.سه ماه طول کشید و خیلی پرزحمت بود...

عید خونمون...


این مدت یاد گرفته بودی که واسه رفتن به بیرون خونه من باید روسری بپوشم.اون روز چند بار روسری رو میاوردی که من بپوشم و یا تو سرت کنی که بریم بیرون.فکر میکردی تو هم واسه رفتن به بیرون باید روسری سر کنی...




سیزده بدر...






عید امسال خیلی عید گرفتی و خیلیها بهت عیدی دادند که دستشونم درد نکنه .این سویشرت رو خاله هدی و داداش ایلیا به همراه پول بهت عیدی دادند... مرسی خاله جون و داداشی..


شیطنتهایه آخرین ساعات شب 14 فروردین.داری واسه سر کار رفتن فرداش بهم روحیه میدی...







تقویم 1394



نوروز 1394 

